جدیدترین کتب
خانه 10 آموزش زبان

آموزش زبان

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۶

 ۵۰۴ Words – Lesson 2  frigid  /’frɪdʒɪd/ (adj.) فریجید  frigidly /-li/ frigidity /-əti, -ɪti/ frigidness /-nəs, -nɪs/  Very cold.  Syn: icy, chill  Ant: friendly, hot, heated  (هوا) خیلی سرد، (رفتار، برخورد و غیره) سرد، خشک، یخ  Idioms and Phrasal Verbs Frigid climate آب و هوای قطبی، اقلیم منجمد Frigid zone منطقه منجمده، منطقه قطبی  Examples:  It was a great hardship …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۵

۵۰۴ Words – Lesson 2  dismal /’dɪzməl/ (adj.) دِزملِ  dismally /-i/ dismalness /-nəs, nɪs/  Dark and depressing.  Syn: cheerless, sorrowful  Ant: bright, cheerful, favorable  (هوا) تاریک و دلگیر، گرفته، اندوهگین، غمگین، تیر و تاره Examples: ️ When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all day. ️ زمانی که هوا خیلی گرفته است، گاه تمام روز را …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۴

۵۰۴ Words – Lesson 2 conceal /’kənˈsil/ (v.) کانسیل  concealed /-d/ concealing /-ɪŋ/ concealment /-mənt/ conceals /-z/ concealable /-əbəl/  Syn: cover- Hide  Ant: uncover, unwrap, disregard, reveal  پنهان کردن، مخفی کردن  Examples:  Tris could not conceal his love for Gloria.  «تریس» نتوانست عشقش به «گلوریا» را پنهان کند.  Count Dracula concealed the corpse in his castle.  «کنت دراکولا» جنازه را …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۳

   ۵۰۴ Words – Lesson 2   corpse /’kɔrps/ (n.) کُرپس  A dead body, usually of a person.                                                                                    Syn: cadaver جسد (معمولاً موبوط به شخص)، جنازه، یک بدن مرده، نعش Examples:     ️ When given all the data on the corpse, Columbo was able to solve the murder. ️ زمانی که تمام اطلاعات مربوط به جسد به «کلومبو» داده شد، …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۲

۵۰۴ Words – Lesson 1      qualify /ˈkwɒləfaɪ, ˈkwɒlɪfaɪ $ ˈkwɑː-/ (v.) کوالیفای  qualifies (-ɪz) qualifying (-ɪŋ) qualified (-ɪd) qualifier /-ər/  Become fit, show that you are able.  Syn: authorize  Ant: disqualify, deny, reject, fail واجد شرایط بودن، صلاحیت پیدا کردن/داشتن، شرایط لازم را کسب کردن  Examples:  I am trying to qualify for the job which is now vacant. …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۱

 ۵۰۴ Words – Lesson 1  bachelor /ˈbætʃələ $ -ər/ (n.) بَچِلِر  bachelors (-z)  A man who has not married, graduate who holds a bachelor’s degree.  Syn: unmarried, unwed  Ant: groom, spouse, husband  (اسم) مرد مجرد، بدون‌ عیال‌، عزب، لیسانسیه‌، ‌نوآموز جدید ارتش (صفت) مجرد  Idioms and Phrasal Verbs Bachelor flat آپارتمان مجردی Bachelor girl دختر مجرد Bachelor of Arts درجه …

ادامه نوشته »

خلاصه ۸ منبع اصلی آزمون ورودی ارشد آموزش زبان انگلیسی

  کتاب زیر حاصل خلاصه هشت منبع اصلی آزمون ورودی ارشد اموزش زبان انگلیسی summary of the main sources for the MA entrance examination in Teaching  English as Foreign Language می باشد.در ادامه لیست این منابع قرار دارد.   ۱- Chastain, K. (1988). Developing Second Language Skills: Theory to Practice. Florida: Harcourt Brace Jovanovoch. Second Edition ۲ – Larsen-Freeman, D. …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۱۰

 ۵۰۴ Words – Lesson 1  unaccustomed /ˌʌnəˈkʌstəmd/ (adj.) آن اِکَستِمد  unaccustomedly (-li)  Not used to something.  Syn: strange, unfamiliar, extraordinary, unusual  Ant: accustomed, familiar, ordinary  [شخص] ناآشنا، نامألوف، غیرعادی (عادت نکرده)، غیرمعمول، به چیزی عادت نداشتن  Idioms and Phrasal Verbs Be unaccustomed to عادت نداشتن به، عادت نداشتن به  Examples:  Coming from Alaska, Claud was unaccustomed to Florida’s heat.  چون …

ادامه نوشته »

آموزش لغات زبان انگلیسی با تکنیک ساخت واژه

ریشه شناسی مطالعه خاستگاه و تاریخچه یک کلمه با عنوان ریشه شناسی آن شناخته می شود، اصطلاحی که مثل تعداد زیادی از کلمات فنی ما، از طریق لاتین به ما می رسد، اما ریشه اش در یونانی قرار دارد (“مطالعۀ” Logia + “شکل ریشه ای” Etymon) و نباید با Entomology اشتباه گرفته شود که آن نیز یونانی است (“حشره” entomon). …

ادامه نوشته »

آموزش کودک دو زبانه

اولین و مهمترین عامل آموزش کودک دو زبانه، سن قرارگیری در معرض دو زبان است و دومین عامل را می توان میزان و نوع در معرض بودن دو زبان دانست.بهترین سن یادگیری زبان دوم در کودکان زیر یک تا سه سالگیست که کودک توانایی ویزه در یادگیری زبان دوم دارد .کودکان تا سن سه سالگی بدون هیج مشکلی می توانند …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۹

۵۰۴ Words – Lesson 1  data /ˈdeɪtə, ˈdɑːtə/ (n.) دِیتا  Facts, information.  Syn: documents, knowledge  حقایق، شواهد، اطلاعات، داده‌ها  Examples:  The data about the bank robbery were given to the F.B.I.  اطلاعات مربوط به سرقت از بانک به اف.بی.آی (= اداره پلیس فدرال آمریکا) داده شد.  After studying the data, we were able to finish our report.  پس از بررسی …

ادامه نوشته »

دوره جامع آموزش گرامر زبان انگلیسی

  توضیحات دوره آموزشی مجموعه پیش‌رو بخشی از یک دوره آموزشی جامع گرامر، مکالمه و نگارش زبان انگلیسی است که به منظور ارتقا و بهبود مهارت­های زبان آموزان طراحی شده است. این سری از دوره های آموزشی در برگیرنده هفت بخش شامل مباحث افعال to be، زمان حال ساده، زمان حال استمراری، زمان گذشته ساده، زمان گذشته استمراری و زمان …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۸

 ۵۰۴ Words – Lesson 1      gallant /ˈɡælənt/ (adj., n.) گَلِنت  gallants (-s), gallantly (-li), gallantary (-ri)  Brave, showing respect for women.  Syn: bold, courageous, fearless, gentlemanly, chivalrous  Ant: cowardice, ungentlemanliness, afraid, fearful, cowardly  شجاع، دلیر، سلحشور، باشکوه؛ شجاعانه، دلیرانه؛ (نسبت به زنان) مؤدب، آداب دان، مبادی آداب، برای زنان احترام قائل شدن، باادب  Examples:  The pilot swore a …

ادامه نوشته »

اصطلاحات کاربردی با فعل put

اصطلاحات کاربردی با فعل  put  Put up with somebody/something  =To tolerate, to accept something/someone unpleasant in a patient way.  تحمل کردن، ساختن با، کنار آمدن با، تاب آوردن  I don’t know how she puts up with his behavior.   نمی‌دونم چجوری رفتار اونو تحمل می‌کنه.  For many years, Barbara put up with her husbands annoying behavior. Finally she decided to …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۷

📚 ۵۰۴ Words – Lesson 1 ✅ hardship /ˈhɑːdʃɪp $ ˈhɑːrdʃɪp/ (n.) هاردشِپ 🌟 hardships (-s) 👉 Something that is hard to bear; difficulty. 🔷 Syn: adversity, trouble, suffering 🔶 Ant: ease, comfort, prosperity 👈 سختی، دشواری، مشکلات، مضایقه،درد و رنج،گرفتاری، مشقت  Idioms and Phrasal Verbs 🔹To suffer hardship 🔸سختی کشیدن (دیدن)  Examples: ✳ The fighter had to face many …

ادامه نوشته »

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۶

📚 ۵۰۴ Words – Lesson 1 ✅ vacant /ˈveɪkənt/ (adj.) وِیکِنت 🌟 vacantly (-li) 👉 Empty, not filled. 🔷 Syn: unoccupied, uninhabited 🔶 Ant: filled, occupied, engaged 👈 [اتاق، جا و غیره] خالی، تهی، پر نشده [پست، مقام] بلاتصدی، بی متصدی، اشغال نشده، [وقت] آزاد  Idioms and Phrasal Verbs 🔹a vacant lot 🔸زمین ناساخته، زمین بایر، زمین خالی 🔹fall vacant …

ادامه نوشته »