جدیدترین کتب
خانه 10 آموزش زبان 10 504 10 آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۹

آموزش واژگان ۵۰۴- لغت شماره ۹

۵۰۴ Words – Lesson 1

 data /ˈdeɪtə, ˈdɑːtə/ (n.) دِیتا

 Facts, information.

 Syn: documents, knowledge

 حقایق، شواهد، اطلاعات، داده‌ها

 Examples:

 The data about the bank robbery were given to the F.B.I.

 اطلاعات مربوط به سرقت از بانک به اف.بی.آی (= اداره پلیس فدرال آمریکا) داده شد.

 After studying the data, we were able to finish our report.

 پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارشمان را تمام کنیم.

 Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.

 نمی‌توانید آن مسئله ریاضی را حل کنید مگر اینکه تمام داده‌ها را در اختیار داشته باشید.

 The research involves collecting data from two random samples.

 تحقیق، شامل جمع آوری داده‌ها از دو نمونه تصادفی است.

 As I looked at all the data the salesman showed me, I knew that I was getting more and more mixed up.

 وقتی به اطلاعاتی که مرد دستفروش به من نشان داد نگاه کردم فهمیدم که دارم هر چه بیشتر گیج می‌شوم.

 Gathering data is part of the scientific method.

 گردآوری داده‌ها بخشی از روش علمی است.

 Do you have data to support your theory?

 آیا شما داده برای حمایت از تئوریتان دارید؟

 According to new data from the US government, the number of families living at the poverty level has increased by 25% over the last year.

 طبق داده‌های دولت آمریکا، تعداد خانواده‌هایی که در سطح فقر زندگی می‌کنند نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد افزایش یافته است.

 According to test data, only 20% of the students are proficient in math.

 طبق داده‌های امتحان ، فقط ۲۰ درصد از دانش آموزان در ریاضیات ماهر هستند.

درباره ی علیرضا امیری

علیرضا امیری
علیرضا هستم.مدرس و مترجم زبان انگلیسی و اسپانیایی

نظرتان را بگذارید؟

اولین کسی باشید که پیام می گذارد.

avatar
  عضویت  
مطلع شدن از